تبليغاتX
مشقی

مشقی

ادامه داستان

 

به نام خدا

همونجور که گفتیم داستان کافی نت خیلی جالبتر از این حرفهاست!!!
اول ببینیم که توی این کافی نت کی هست و کی نیستش خوب آقای گارفیلد ، زبل خان ، کوآلا ، مگ مگ ، مارمولک و کرم سیاه که پایه های کافی نت بودند و همیشه یکی دو تا از اونها رو میشد اونجا پیدا کرد اما کسان دیگری هم بودند که میومدند اونجا سر میزدند از جمله :آقا بزه ، کانگورو (دوست هم مدرسه ای کرم کوچولو)، شیپورچی ، مرحوم رامکال(به فرنگ رفته) ، عمو زاده و جناب MJ کبیر!!!
خلاصه دلم واستون بگه کافی نت بود و این بروبچ ... چه روزهای خوب و بدی که اینها در کنار هم سپری کردند و یه جورایی هم خونواده شده بودن!!!
بچه های این کافی نت همه یه جورایی عاشق هنر هفتم (فیلم و سینما) بودند عشقشون این بود که بشینن و فیلم دانلود کنند و سعی کنند که به روز باشن که واسشون هم کلی دردسر ساز شد ولی خوب ارزشش رو داشت آخه تونستن یه آرشیو ۲۰۰-۳۰۰ تایی فیلم رو جمع کنند که هنوز هم ادامه داره!!!
یادش بخیر KAZZA  ، WIN MX و حالا SHAREAZA خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه (سفارش هر گونه فیلم اعم از تاریخی ، غیر تاریخی ، مذهبی ، غیر مذهبی ، هنری ، غیر هنری ، با بازیگر ، بدون بازیگر و ... پذیرفته می شود).
آقا دلم باز واستون بگه ما اینجا انواع و اقسام جشنها رو هم میگیریم مثلاً تولد ، ولادت ، شب شیشه ، شیرینی خورون ... (میزبان تمامی محافل گرم شما عزیزان هستیم و هرگونه سفارشی پذیرفته میشود)چسب و نصب انواع تبلیغات (تراکت، پوستر ، بیلبورد ، بنر ، فلکسی ، نئون ، ضرب و جرح ،آتش سوزی ، سیل ، زلزله و ... پذیرفته می شود)

در ضمن ما مسئولیت هیچ گونه بمب گذاری و تخریب را بر عهده نمیگیرم!!!
و این بود جمعی که معرفی کردیم و به نوعی با کافی نت در ارتباط بودند .حالا می مونه داستان یک یک این بچه ها و رابطشون با آقا کرم سیاه قصه ما
 !!!
خوش باشید دوستان عزیز .

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1384ساعت 13:57  توسط ملو  | 

این کرم سیاه قصه

این کرم سیاه قصه ما از زمانی وارد شهرشده بوددوستان زیادی پیدا کرده بود. مارمولک عینکی ، کانگورو ، انگوری ، شرک و ....

داستان ما تا اینجا رسید که کرم کوچولو رسید به کافی نت که یه سری به مارمولک عینکی بزنه ولی بگذارید آشنایی اون با بقیه رو هم بگم .

کرم سیاه ما در راستای درسی که در دانشگاه خونده بود دلش میخواست زحماتش هدر نره در نتیجه واسه کار وارد یه جایی به اسم مجمع متخصصان ایران شد و یکسال در اونجا کار کرد رئیس اونجا یک مار سبز بود که بهش می گفتند سید !!!

روزگاری رو اونجا سپری کرد تا با انگوری (گوریل انگوری ) آشنا شد و این آشنایی سرآغاز همخونه شدن اون با انگوری شد.

چه شبها که این دوتا دور از هم میخوابیدند آخه این کرم ما میترسید یه شب زیر دست و پای انگوری بره و له بشه.

یه روز که داشت توی خیابونا واسه خودش میخزید یه دفعه دید که یه پای سبز گنده داره می آد روی سرش که اونو له کنه. به هر بدبختی بود خودش رو سریع از اونجا دور کرد به یه گوشه خزید ، برگشت نگاه کرد که یه دفعه چشمش به شرک افتاد ، این آقا شرک یکی از دوستان هم محله ای کرم کوچولو توی ده بود که واسه پیشرفت به شهر آمده بود.

شروع کرد به صدا زدن شرک و به هر زحمتی بود خودش رو به اون نشون داد ، شرک هم که مدت زیادی بود اونو ندیده بود از روی زمین برش داشت و اونو توی بغل پر مهر خودش گرفت. کلی با هم چریدند و حرف زدند و قرار شد که از اون شب شرک هم به خونه کرم کوچولو و انگوری اضافه بشه و با هم زندگی کنند.

چه شبها که این سه تا پای آتیش کنار هم نشستند و مثل پروانه دور شمع تا صبح قلیون کشیدند .... آقا دلم واستون بگه که بعد از گذشت یک سال در مجمع رو بستند و کرم قصه ما دوباره بیکار شد! و این شد سرآغازحیرونی کرم کوچیک سیاه ما.

خب برگردیم به جریان کافی نت که این کرم کوچولو رفت پیش دوستش ، این دوست آقا کرمه یه مارمولک عینکی مثلا ً متشخص بود که کلی هم در همه موارد ادعاش میشد و در شرف ازدواج بود ولی کسی این آقا رو تحویل نمی گرفت و بهش زن نمیداد.

جریان این کافی نت برمیگرده به 2 سال پیش که یه زبل خان و آقای گارفیلد مجرد با هم شریک شدند و کافی نت زدند. اوایل خودشون تو کافی نت بودند تا اینکه یکی از دوستای گارفیلد به اسم مگ مگ اومد سرکار و بعد اون هم رفت سربازی و این شد که مارمولک خان عینکی رفت اونجا سرکار. توی مدت این 2 سال یه نفر دیگه هم همیشه اونجا بود که بهش میگفتند کوآلا! آخه هر وقت که میرفتید اونجا این کوآلا اونجا آویزون بود و یه جورایی هم قدمت کافی نت بود ( دفترچه خاطرات کافی نت ).

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آذر 1384ساعت 9:42  توسط ملو  |